آخرین داستان؛ شاهنامه فردوسی در کالبد انیمیشن

وب سایت روزیاتو - آرش پارساپور: صنعت انیمیشن در کشور ما صنعت نوپایی است و عموم آثار سینمایی ساخته شده در این حوزه عمری کمتر از ده سال دارند. تولیدات انیمیشن دو بعدی و سه بعدی در کشور ما آنچنان جدی گرفته نمی گردد و موارد معدودی که در این حیطه ساخته می گردد هم غالبا از کیفیت آنچنان بالایی برخوردار نیستند.

آخرین داستان؛ شاهنامه فردوسی در کالبد انیمیشن

دو دیدگاه در روبرو با این انیمیشن ها وجود دارد؛ یکی آنکه نباید آنها را با آثار روز جهان مقایسه کرد و باید برای بقای این صنعت و ادامه و پیشرفت آن به همین آثار کنونی ارج نهاد و نگاه دوم می گوید که توقع تماشاگر و بیننده امروزی به میمنت مشاهده آثار روز جهان بالا رفته و باید یا او را قانع کرد و یا بی خیال ساخته شدن انیمیشن شد.

این دیدگاه مختص به کشور ما نیست و در بسیاری از کشورها با چنین دیدگاه هایی به مصاف صنایع جدیدی چون انیمیشن و بازی های ویدئویی می روند؛ تفاوت اینجاست که در عموم همین کشورها نگاه اول برگزیده می شود و برای تحقق آن نگاه، تلاش ها و تلاش های متعددی از سوی بخش های مختلف می شود. صنعت انیمیشن در اروپای امروزی قابل قیاس با چند سال پیش نیست و بسیاری از کشورهایی که شاید برایمان عجیب باشد، اما امروزه در این حوزه حرف هایی جدی برای گفتن دارند. فروش گیشه کشور ما هم نشان داده که برخلاف تصور برخی سینماگران، انیمیشن از بخت و اقبال عمومی در فروش برخوردار است؛ پس مشکل کجاست؟

سرمایه هایی که برای فراوریات انیمیشن در نظر گرفته می شود، اندک بوده و به همین دلیل کار فراوری انیمیشن ها با تیم هایی بسیار کوچک و حد فاصل زمانی طولانی آغاز می شود و به همین دلیل در اغلب موارد خروجی کار، آن چیزی که باید باشد نیست. انیمیشن آخرین داستان هم با تیم نسبتا کوچکی (با توجه به ابعاد تیم های سازنده های انیمیشن هالیوودی، شاید بتوان واژه نسبتا کوچک را به واژه بسیار کوچک بسط داد!) و با بودجه شخصی یک بخش خصوصی نه چندان بزرگ ساخته شده و حاصل تلاش و تلاش و عشق سازندگان آن است.

همانطور که می دانید صنعت سینمای ما برخلاف جهانی ادبیات غنی کشورمان، به اساطیر و داستان های قدیمی ایران باستان به شدت بدهکار است. تا به امروز کمتر اثری درباره اساطیر ایران ساخته شده و تعداد انگشت شماری هم که توانسته اند به مرحله فراوری نهایی برسند، چیز دندانگیری نبودند. این فقدان در جهانی فیلمسازی ما به شدت حس می شود و طبعا کمبود بودجه و نبود امکانات برای ساخت فیلم هایی از داستان های عظیم شاهنامه و یا دیگر اسطوره های ایرانیان یکی از دلایل اصلی عدم توجه تهیه نماینده ها و سینماگران به این سوژه است.

جهانی انیمیشن خوشبختانه می تواند تا حد زیادی این نقص بودجه را برطرف کند و با توجه به خیال طراحان، جهانی شگفت بسازد که نیازمند بودجه ای به مراتب کمتر از یک اثر لایو اکشن باشد. استودیو هورخش هم با همین نگاه و باور بدهکاری سینمای کشور به اساطیر ملی، دست به ساخت آخرین داستان زده و با وجود اینکه کار بی نقصی را ارائه نداده، اما سعی و تلاش خود را نموده تا اثری در خور توجه و برازنده این افسانه ها بسازد. داستانی که استودیو خصوصی هورخش به سرکردگی اشکان رهکذر (کارگردان و فیلمنامه نویس کار) در نظر گرفته اند، داستان ماجرای ضحاک و فریدون و کاوه آهنگر بوده، یک داستان تقریبا آشنا که پتانسیل فراوانی برای ساخت یک اثر جذاب را در خود داراست.

انیمیشن آخرین داستان در ادامه سلسله کمیک بوک های نوشته و طراحی شده توسط تیم هورخش شکل گرفته و داستان خود را درست از انتهای جلد چهارم این کمیک ها آغاز می نماید. البته سازندگان حدس زده اند که تماشاگران شاید قادر به خواندن این کتب نشده باشند و برای همین در چند دقیقه ابتدایی داستان این آثار را نقل می نمایند تا بیننده گیج نشود.

قصه فیلم همان قصه شنیدنی ضحاک و حکمرانی هزارساله اش (یک روز کمتر!) به ایران و قیام مردم به فرماندهی فریدون علیه اوست؛ با این تفاوت که نویسنده انیمیشن با علم کافی و اجحاف به اسطوره شناسی باستانی ایران، خلاقیت هایی را از خود وارد بطن داستان نموده است. موارد اضافه و دستکاری شده که در انیمیشن قرار گرفته است، عموما به جذاب تر شدن و امروزی تر شدن داستان کهن شاهنامه یاری نموده و اینکه تیم هورخش پی به این نکته برده که نباید هنگام اقتباس، ولو اقتباس از یکی از بزرگترین کتب تاریخی یک ملت، دقیقا واو به واو و مو به مو عمل کرد، یک جسارت ستودنی را با خود به همراه دارد.

البته ناگفته نماند که شخص کاوه آهنگر در ادبیات معاصر ایران، همواره یک کاراکتر غلوشده نسبت به چیزی که در واقعیت داستان فردوسی بوده تعریف شده و از او قهرمان سازی هایی می شود که در خود کتب و داستان های اصلی نیست. این مساله به فرهنگ اجتماعی-سیاسی ایرانیان برمی شود که علاقه دارند قصه خروش قشر کارگر علیه پادشاه ظالم را بشنوند. داستان جمشید نیز (که پیش درآمدی بر داستان اصلی انیمیشن است) روایتگر پادشاهی است کاردرست و قدرتمند که برای مردم رفاه آورده اما با یک جنون آنی و غرور کاذب، از مردم می خواهد که او را به عنوان خدا بپرستند و همین موضوع باعث می شود که ملتی یک پادشاه خوب اما مغرور را به سقوط بکشانند.

داستان ضحاک و فریدون از جوانب بسیاری قابل آنالیز است که خارج از حوصله این مطلب بوده و کتاب های متعددی در این زمینه تالیف و به طبع چاپ رسیده است. انیمیشن آخرین داستان اما سعی نموده فارغ از این تحلیل های پیچیده، یک داستان سرراست را در قالب یک انیمیشن دوبعدی تعریف کند. سازندگان در طراحی کاراکترها و محیط زحمت خود را کشیده اند و از این حیث توانستند اثری خلق نمایند که در برابر آثار خارجی چندان کم نیاورد. تیمی از اسامی درخشان بازیگران نیز به عنوان صداپیشگان اثر حضور دارند که آوای خود را به این شخصیت های اسطوره ای قرض داده اند و اکثر آنها توانسته اند در پس انجام این ماموریت خود سربلند بیرون بیایند. گل سرسبد این صداپیشگان هم پرویز پرستویی است که سابقه خوبی با سازندگان انیمیشن در کشور دارد و چندباری در این زمینه فعالیت نموده است.

انیمیشن آخرین داستان یکی از بزرگترین اسطوره های ایران را روایت می نماید و در روایت خود تغییراتی ایجاد نموده که بیشتر آنها بجا و درست بوده است. حجم گسترده محتوا و داستان در این اساطیر باعث شده که کارگردان داستان خود را به تندی پیش ببرد و در برخی جاها نتواند قصه را درست روایت کند. این موضوع در اواخر اثر بیشتر به چشم می خورد و نویسنده در اواخر داستان کار خود را سرسری انجام داده است؛ همین می شود که انیمیشن آخرین داستان در یک سوم پایانی خود آن پی ریزی دقیق و درستی که برای کاراکترها و جهانیش اجرا شده از هم فرو می پاشد.

استودیو سازنده انیمیشن آخرین داستان جدا از استفاده دقیق و خوب از صدای بازیگران که با لطف تیم بازیگری (آنطور که شنیده شده بازیگران و خواننده تیتراژ پایانی یعنی شهرام ناظری دستمزدی برای کار خود نخواسته اند) محقق شده، موسیقی قوی نیز در کار خود گنجانده اند و اثرشان را از نظر سمعی توانسته اند به مدارج بالا برسانند. از منظر کیفی و بصری هم باید گفت که استودیو هورخش با علم بر اینکه نباید سراغ ساخت یک اثر سه بعدی رفت چرا که در این مرحله همچنان در حال تمرین هستیم و از آثار روز جهان هم عقب هستیم، تکنیک دو بعدی را برای روایت داستان خود در نظر گرفته و در همین مورد توانسته کار خود را با کیفیتی بالا و به نحو احسنت انجام دهد.

انیمیشن آخرین داستان یک اثر بی نقص و عاری از مشکل نیست، فیلمنامه جای مانور بسیار بیشتری داشت و شاید بد نبود که با مشاورین بیشتری درباره نوشتن آن صحبت می شد و دقت کافی بیشتری روی آن صورت می گرفت. اما این اثر گامی بلند و نو برای صنعت انیمیشن ایران بوده و باید از این حیث به آن توجه کرد. استودیو هورخش جهانیی بزرگ را از دل اساطیر ایرانی به یک اثر هنری تبدیل نموده و آن را در قالب کمیک بوک، انیمیشن و حتی بازی ویدئویی به مردم عرضه نموده و سعی نموده تا بتواند رسالت انجام داده نشده توسط دیگر فعالان عرصه فیلمسازی کشور را تک و تنها به دوش بکشد.

منبع: برترین ها

به "آخرین داستان؛ شاهنامه فردوسی در کالبد انیمیشن" امتیاز دهید

امتیاز دهید:

دیدگاه های مرتبط با "آخرین داستان؛ شاهنامه فردوسی در کالبد انیمیشن"

نظرتان را در مورد این مقاله با ما درمیان بگذارید